3-2 طالب آملی37
3-2-1 زندگی نامه طالب آملی38
3-2-2 سبک شعری طالب آملی40
3-2-3 ویژگی‌های کلام طالب41
3-2-4 عادات و اخلاق طالب43
3-2-5 طرز تفکر طالب43
3-2-6 طالب و عرفان43
3-2-7 ممدوحان طالب44
3-2-8 آثار طالب45

3-3 کلیم کاشانی45
3-3-1 زندگی نامه کلیم کاشانی46
3-3-2 ویژگی‌های اخلاقی کلیم47
3-3-3 باورهای دینی کلیم48
3-3-4 آثار کلیم49
3-3-5 مقام شاعری و ویژگی‌های سخن کلیم49
3-3-6 ویژگی‌های کلام51
3-4 عرفی شیرازی53
3-4-1 آثار عرفی55
3-4-2 مقام شاعری و سبک بیان عرفی55
3-4-3 در باب اخلاق و منش56
3-4-4 ویژگی‌های غزل عرفی56
3-4-5 مدایح عرفی58
3-5 صائب تبریزی59
3-5-1 زاویه دید در شعر صائب64
3-5-2 اخلاقیات صائب64
3-5-3 سبک و شیوهی صائب65
3-5-4 تصویرگری در شعر65
3-5-5 باورهای دینی و مذهبی صائب66
3-5-6 آثار صائب67
3-5-7 غزلیات صائب67
3-5-8 شهرت صائب68
3-5-9 شخصیت بخشیدن به اشیاء68
3-6 محتشم کاشانی69
3-6-1 مقام شاعری محتشم70
3-6-2 ممدوحان محتشم71
فصل چهارم: تصاویر و عناصر مذهبی در شعر شاعران برگزیده عهد صفوی
(عرفی شیرازی، طالب آملی، محتشم کاشانی، صائب تبریزی و کلیم کاشانی)
4-1 مقدمه73
4-2 تصاویر و عناصر در اشعار مذهبی صائب75
4-3 تصاویر و عناصر در اشعار مذهبی محتشم کاشانی79
4-4 تصاویر و عناصر در اشعار مذهبی کلیم کاشانی92
4-5 تصاویر و عناصر در اشعار مذهبی طالب آملی97
4-6 تصاویر و عناصر در اشعار مذهبی عرفی شیرازی117
فصل پنجم: نتیجه گیری
5-1 نتیجه گیری127
منابع135
چکیده
در عهد صفویه و با توجه به اقبال پادشاهان صفوی به مذهب تشیع، ادبیات مذهبی مورد استقبال بیشتر قرار گرفت. از لحاظ سبک شعری، اگر چه شاعران به خاطر گرایش به تقلید در حالت رکود به سر می‌برند اما برخی شاعران مضامین جدیدی در شعر پدید آورده‌اند که در نوع خود بی نظیر است. این تحقیق با هدف بررسی تصویرهای ادبی با عناصر مذهبی در عهد صفوی و در شعر شاعران منتخب این دوره انجام شده است، این تحقیق به روش کتابخانه‌ای و توصیفی و با هدف بررسی عناصر و تصاویر مذهبی در اشعار شاعران برگزیده سبک هندی صورت گرفته است که فصل اول شامل کلیات، فصل دوم؛ بررسی شعر قبل و بعد از اسلام و اوضاع سیاسی، مذهبی و ادبی دوره صفوی می‌باشد در فصل سوم به معرفی شاعران برگزیده این عصر پرداخته شده است، در فصل چهارم تصاویر و عناصر مذهبی در اشعار شاعران برگزیده عهد صفوی پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان داد عناصر مذهبی رایج در این دوره شامل عبارات قرانی، اسامی شخصیت‌های دینی و مذهبی و پیامبران الهی، واژگان و اصطلاحات دینی رایج در دستورات اسلام و اولیاء، معجزات پیامبران الهی، احادیث نبوی، اماکن مقدس، بهشت، جهنم و … میباشد که در این بین مشاهده گردید اشعار و ابیات محتشم کاشانی در حوزه‌ی دین و مذهب بسیار بیشتر از سایر شاعران مورد مطالعه در این تحقیق بوده است.

کلید واژگان: عناصر مذهبی، سبک هندی، عرفی شیرازی، طالب آملی، کلیم کاشانی، محتشم کاشانی و صائب تبریزی.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 بیان مسأله
همه پدیده‌های هستی پیوسته در حال تغییر، تحول و دگرگونی هستند و شعر نیز از این قاعده مستثنی نیست، نگاهی به تاریخچه شعر و ادب فارسی موید این تغییر شیوه سبک و طریق است و شاعران و نویسندگان ما در گذر زمان در آثار گران سنگ و ارزشمند خویش این واقعه را به خوبی نمایان ساخته‌اند. بررسی نوع سبک و آنچه آفریده‌اند حقیقت دگرگونی در آن‌ها را جلوه‌گر میسازد.
“گاهی انقلاب‌ها و جریانات اجتماعی باعث تغییر سبک‌ها می‌شود؛ سبک هندی که از اوایل قرن یازدهم تا اواسط قرن دوازدهم به مدت صد و پنجاه سال در ایران و هند و آسیای صغیر معمول بود، در نتیجه همین انقلاب‌های اجتماعی به وجود آمد. “با روی کار آمدن حکومت صفوی و رسمی شدن مذهب شیعه، شاهان صفوی جز شعرهای مذهبی به دیگر انواع شعر درباری، عرفانی و عاشقانه بی‌توجهی کردند و این باعث شد که شعر دیگر در انحصار طبقه خاصی نباشد و اصناف گوناگون مردم به شعر روی آوردند”. (انوشه، 1376: 795).
“به دلیل گستردگی حوزه زمانی و مکانی سبک هندی، تنوعاتی در این سبک پدید آمد که باعث پیدا شدن تمایزاتی میان شعر شاعران پیرو سبک هندی مقیم ایران و هند شده است. گروهی سبک متداول شاعران ایرانی این دوره را سبک صفوی نامیده‌اند و سبک هندی را دربارهی پیروان هندی این شیوه به کار برده‌اند؛ و در تقسیمی دیگر سبک شعر این دوره، سبک صفوی نامیده شده که برای آن، دوشاخهی سبک صفوی ایرانی یا اصفهانی و سبک هندی قائل شده‌اند. در شاخهی هندی این سبک به دلیل بومی نبودن زبان فارسی در هند و محیط فرهنگی آن جا، زبان شعر پیچیده‌تر و اغلب با لغزش‌های دستوری و گاه سستی کلام همراه است. این نکته نیز گفتنی است که اگر چه در ایران در سد? دوازدهم هجری در قبال سبک هندی و انحطاطش واکنشی نشان داده شد اما نفوذ این سبک در پاکستان و تاجیکستان و افغانستان تا دوران اخیر ادامه داشته است”. (انوشه، 1376: 795).
این پژوهش با هدف بررسی ترکیبات و تصویرهای ادبی با عناصر مذهبی در شعر دوره صفوی مانند شاعران برجسته سبک هندی و عصر صفوی از جمله صائب تبریزی، محتشم کاشانی، حکیم کاشانی، طالب آملی، عرفی شیرازی. انجام میشود. با توجه به جایگاه مهم سبک هندی و شعر دور? صفوی در فرهنگ و ادب فارسی و همچنین جایگاه عمد? اصطلاحات و عناصر دین و مذهبی در ساخت ترکیبات و تصویرهای ادبی را شاعرانه، این پژوهش کاملاً جدید می‌نماید.
1-2 فرضیه‌های تحقیق
– به نظر می‌رسد شاعران دور? صفویه بیش از دوره‌های دیگر به این موضوع توجه داشته‌اند.
– با بهره گیری از عناصر و اصطلاحات دینی و مذهبی تصاویر ادبی جدید و تازه‌ای ارائه شده.
– به نظر می‌رسد که صائب تبریزی بیش از سایر شعرای دور? صفویه به این موضوع توجه داشته.
– از میان تصاویر ادبی تشبیه بیش از سایر تصاویر با اصطلاحات مذهبی و دینی مورد توجه بوده است.
1-3 اهداف تحقیق
یکی از اساسی‌ترین دلایل یک کار پژوهشی نیل به اهدافی از پیش تعیین شده است که محقق به دنبال دست‌یابی به آن‌هاست. پژوهش مورد نظر نیز از این امر مستثنی نیست و در این تحقیق به دنبال اهداف زیر میباشد:
– ارائه اثری مدون در شناساندن سبک شناسی شعر دوره صفویه.
– بررسی میزان توجه به عناصر و اصطلاحات مذهبی و دینی در شعر دور? صفویه.
– مشخص نمودن پرکاربردترین عنصر و اصطلاح دینی و مذهبی در تصویر سازی‌های ادبی .
– مشخص نمودن ترکیبات ساخته شده با عناصر و اصطلاحات دینی و مذهبی.
1-4 روش تحقیق و جامعه آماری
با توجه به اینکه که روش تحقیق در حیطه علوم انسانی و به خصوص زیر مجموعه ادبیات بر مبنای مطالعه و کار کتابخانه‌ای است در این تحقیق نیز جمع آوری مطالب با استفاده از روش فیش برداری انجام میشود و جامعه آماری دیوان شاعران برجسته سبک هندی و عصر صفوی از جمله صائب تبریزی، محتشم کاشانی، حکیم کاشانی، طالب آملی، عرفی شیرازی میباشد همچنین روش تحقیق از نوع توصیفی – تحلیلی است.
1-5 محدودیت‌های پژوهش
از بزرگ‌ترین محدودیت‌های پژوهش در حیطه علوم انسانی تهیه منابع، کتب دست اول و معتبر علمی است.

فصل دوم
شعر فارسی در قبل و بعد از اسلام

2-1 تعریف شعر
“شعر به طور جامع و مانع تعریف بردار نیست. اما برای تمییز شعر از نا شعر (غیر شعر)، می‌توان آن را چنین تعریف کرد: سخنی اندیشیده/ خیال انگیز/ رویایی که با شگردهای هنری / ادبی، حس زیبا دوستی و زیبا شناسی انسان را ارضا کند ” (امین، 1387: 30-22 ).
“از جمله تعاریفی که بر امور انتزاعی دلالت میکند و به همین جهت نمیتوان آن‌را تعریف نامید، تعریف مفهوم شعر است. چرا که یک مفهوم زمانی تعریف پذیر است که حدود و ثغوری بتوان برایش فرض کرد و همین حد و مرزها در یک تعریف باعث میشود، که آن تعریف “جامع و مانع” گردد، در صورتیکه در خصوص مفاهیم انتزاعی این امر بعید یا محال به نظر میرسد و به قولی باید به توصیف آن‌ها پرداخت و از تعریف صرف نظر کرد” (زیبنده،1390: 17).
“تعریف شعر از مقوله‌هایی است که پیوسته دغدغهی شاعران و حتی برخی نویسندگان بوده است. غالب نظریه پردازان شعر را غیر قابل تعریف میدانند. دلیل غالب آنان تکیه بر ابعاد ناشناخته ظهور و تولد این نوع سحر انگیز کلامی است. (علی پور، 1380: 16-19 و 24-27) در برخی تعریف‌هایی که ارائه شده است، معمولاً “به بعدی از ابعاد وجودی شعر توجه شده است. “شعر نوعی اجرا به وسیله کلمات است. (فراست، 1371). شعر عبارت است از مقدار زیادی شادی، رنج و سرگشتگی، به اضافه مقدار کمی لفظ لغت”. (خلیل جبران، 1385: 120).
دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی از کتاب شفای ابن سینا بلخی فصل پنجم مقاله پنجم چنین نقل می‌کند: “شعر کلامی است مخیل، ترکیب شده از اقوالی دارای ایقاعاتی که در وزن متفق، و متکرر باشند و حروف خوانیم آن مشتبه باشند.” (کدکنی،1373: 78) اما خود وی (دکتر کدکنی) نظر دیگری دارد و می‌نویسد: شعر حادثه‌ای است که در زبان روی می‌دهد و در حقیقت، گوینده شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام داده که خواننده، میان زبان شعری او، و زبان روزمره و عادی تمایزی احساس می‌کند” (کدکنی، 1373: 79).
در جای دیگر می‌نویسد:
“شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.” (کدکنی، 1373: 48).
رضا براهنی با توجه به عناصر مختلف شعر، تعبیرهای گوناگونی از آن ارائه داده است:
“شعر، جاودانگی یافتن استنباط انسان است از یک لحظه از زمان گذرا، در جامه‌ی واژه‌ها” (براهنی،1371: 25).
“شعر، زاییده بروز حالت ذهنی است برا انسان در محیطی از طبیعت.” (براهنی،1371: 25).
“شعر یک واقعه‌ی ناگهانی است، از سکوت بیرون می‌آید و به سکوت باز می‌گردد.” (براهنی،1371: 26).
براهنی پا را از این هم فراتر نهاده، هر ایجاد را شعر می‌نامد:
“گفتن، آن هم به قصد ایجاد چیزی، شعر سرودن است.” (براهنی،1371: 28).
“در همه این تعریف‌ها، نگاه ویژه‌ی شاعر و نویسنده به هستی و شخصیت خاص انسانی نهفته است. هرکسی از زاویه دید خود هم چنان که به تعریف انسان مینشیند شعر را نیز تعریف میکند. شعر مثل شخصیت روشن انسانی مجموعه‌ای از ابعاد ماهوی است و تنوع تعریف‌ها نیز به همین مسأله باز میگردد”. (علیپور، 1380: 16-19و 24-27) .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-2 ارکان شعر
“شعر دو رکن دارد: محتوا Content یا عنصری معنوی/ روانی از یک سو و شکلForm یا عنصر صوری/ زبانی از سوی دیگر محتوای شعر در تجزیه و تحلیل ریز تر شامل عناصر سه‌گانهی اندیشه، احساس و خیال میشود. شکل یا پوشش شعر هم باز در تحلیل ریز تر شامل زبان، وزن، آهنگ یا موسیقی- اعم از بیرونی یا درونی- کلام میشود. شعر ناب تمام این ارکان و عناصر محتوایی و شکلی را در ساختار اندام‌وار خود میتند و در مجموعه واحد ترکیب و ادغام میکند و در یک رابطه “میان- ذهنی” از دل شاعر در دل مخاطب مینشیند. در نتیجه شعری که در اوج است، حقیقتی یگانه و موجودیتی یکپارچه و واحد دارد: به این معنی که عناصر معنوی / روانی شعر ناب با عناصری صوری/ زبانیاش همچون تار و پود یک فرش دست بافت نفیس در هم بافته شده و از هم جدایی ناپذیرند “.(امین، 1387: 30-22).
2-3 واژه شعر
“واژه شعر، برگرفته از “شیر” – به تخفیف حرف یا- است و “شیر” در زبان عبری یا آرامی – هم چنان که “شور” در موسیقی ایرانی – به معنی سرود و آواز است. از این رهگذر، شعر (= سرود و آواز) برآیند اصل کنشی عاطفی و واکنشی وجدانی، یعنی نتیجه قبض و بسط روحی و روانی در قالب کلامی آهنگین و موسیقیایی است. البته واژه شعر در زبان عربی- با تاکید بر حرف ع- از ریشه شعور به معنی علم و درک است. اما به مفهوم خاص ادبی، در عربی هم، معرب “شیر” عبری یا آرامی است”. (امین، 1387: 30-22).
2-4 شعر فارسی قبل از ظهور اسلام
با اینکه موضوع این پایان نامه سیر تحول شعر سپید است، اما نگاهی به تحولات شعر فارسی از ابتدا تا اکنون ضروری به نظر می‌رسد. هر چندان نگاه بسیار کوتاه و مختصر باشد.
“قدیمی‌ترین آثاری که از زبان و ادبیات فارسی در دست است مربوط به 2500 سال پیش است. آثاری که از آن دوره باقی مانده؛ مربوط به دو لهجه‌ی ایرانی است. یکی لهجه شمالی که به قوم ماد تعلق داشت و نام آن قوم را یونانی‌ها “مد” و “مدی” تلفظ کرده‌اند و به همین صورت به زبان‌های اروپایی نقل شده است. دو: دیگر لهجه جنوبی که مربوط به قبایل پارس است و نام آن به صورت “پرس” به زبان یونانی نقل شده است. از لهجه شمالی کتاب معروف اوستا باقی مانده است و به همین مناسبت آن لهجه را زبان اوستایی می‌نامند. قدیمی‌ترین قسمت‌های این کتاب که “گاثه، گاثا” نام دارد و به زبان شعر است. مربوط به قرن هفتم پیش از میلاد است. از لهجه جنوبی که لهجه رسمی دوره هخامنشی بوده و در قرن ششم پیش از میلاد در ایران رواج داشته است؛ کتابی در دست نیست. اما هفتاد و پنج سنگ‌نوشته در دست است که مفصل‌ترین آن‌ها در بیستون و تخت جمشید قرار دارد. اختلاف‌های فارسی اوستایی و هخامنشی بسیار کم است. از اواسط قرن سوم قبل از میلاد زبان ایران تحولاتی پیدا کرده است. زبان پهلوی در دوره امپراتوری ساسانیان و اشکانیان در ایران رواج داشته است. از این زبان ادبیات وسیعی در دست داریم؛ یعنی مجموع دویست جلد کتاب و رساله در دست است که قسمتی از آن‌ها کتب اخلاقی و تاریخی و ادبی و شعر و قسمتی از آن‌ها متون و تفسیرهای مذهبی است” (شمیسا،1377: 35).
2-5 شعر فارسی بعد از ظهور اسلام
در نیمه قرن هفتم میلادی یعنی از سال (65 هجری) انتشار اسلام در ایران آغاز شد. با از بین رفتن سازمان‌های قبلی و انحلال مدارس و مراکز علمی، زبان پهلوی دچار فترت شد و نزدیک به دویست سال آثار ادبی مهمی به وجود نیامد. از اواسط قرن سوم هجری به زبان فارسی دری آثار متعددی به وجود آمد و بنای شعر فارسی کنونی گذاشته شد. شعر فارسی به لحاظ تاریخی تاکنون ادوار مختلفی را پشت سر گذاشته است که هر یک از این دوره‌ها به سبک خاصی شهرت یافته‌اند که ما در اینجا به طور مختصر درباره این سبک‌ها بحث خواهیم کرد.
“سبک ادبی ویژگی آثار یک نویسنده و یا گروهی از نویسندگان است که بر مبنای جهان بینی مشترکی قرار دارد و به صورت ویژگی‌های مشخص شکل و محتوا، خود را پدیدار میسازد” (آریان پور،1354: 78).
برای استخراج ویژگیهای و اختصاصات سبکهای ادبی، بهترین و دقیقترین راه، مطالعه متون و توجه به مسئله بسامدها، ابداعات، اشتراک‌ها و افتراق‌ها میان هر دوره است. زیرا هم بسامدها و تکرارها نشان دهنده ویژگی سبکی است و هم خروج از هنجارها و ابداعات ادبی میتواند به عنوان ویژگی سبکی به شمار آید. به همین دلیل در چنین مطالعه‌ای که محقق به سبک توجه دارد لازم است تعریف هر کدام از سبک‌ها را داشته باشد.
“زیبایی اندیشه از زیبایی قالب، جدایی ناپذیر است. این نکته را نخستین بار “بوفون” با کمال وضوح بیان کرد و گفت: “سبک عبارت است از نظم و حرکتی که انسان به اندیشه‌های خود میدهد. آنچه مردم بنا به عادت، به دو قسمت قالب و محتوی تقسیم میکنند، در واقع چیز واحدی نیست و قالب و محتوا دو دیدگاه مختلف و کیفیات یک جوهر واحد هستند” (سید حسینی، 1358: 162).
2-6 انواع سبک های شعری بعد از ظهور اسلام
2-6-1 سبک خراسانی
“این سبک که از آغاز شعر فارسی تا سده ششم هجری دامن میکشد، سبک دوره‌ای از شعر فارسی است که در طی آن زبان فارسی دوره تکوین خود را میگذراند. در این دوره زبان فارسی غالبا بدون آمیختگی با واژگان و تعبیرات بیگانه و بیرونی به کار میرود و واژهای اصیل فارسی، به ویژه بخشی از واژه‌های کهنه و دشوار در کنار تعبیرات و ساختارهای دستوری ساده و … رواج دارد”. (درگاهی، 1383: 54-35).
اولین سبک شعری زبان فارسی به لحاظ تاریخی، سبک خراسانی نام دارد. این سبک از آغاز نیمه دوم تا پایان قرن پنجم سبک رایج شعر فارسی دری بوده است و چون که اولین آثار نظم و نثر جدید زبان فارسی بعد از اسلام در ناحیه خراسان پیدا شد؛ این سبک را خراسانی گفته‌اند. این سبک به لحاظ تاریخی سلسله‌های طاهری و صفاری و سامانی و غزنوی را در بر می‌گیرد. از نظر فکری شعر این دوره شاد و پر نشاط است و از محیط‌های اشرافی و تفریح و باغ و بزم سخن می‌گوید و شعری واقع گراست و اوضاع دربارها، محیط زندگی، روابط ارباب و کنیز و غلام و غیره را به خوبی منعکس می‌کند. در این دوره شاعران با معارف پیش از اسلام آگاه هستند؛ و ازآن رو تلمیح به اسم شاهان و اعیاد و مراسم باستان به چشم می‌خورد. اشعار این دوره بیشتر روحیه دارد و جنبه‌های عقلانی در اشعار این دوره بر جنبه‌های احساسی غالب است. از نظر ادبی قالب شعری مسلط بر این دوره قصیده است و غزل به معنی مسطح آن خیلی کم موجود است اما رباعی و مثنوی رواج بیشتری دارد. مسمط و ترجیع بند نیز در این دوره دیده می‌شود. استفاده از بیان و بدیع در این دوره طبیعی است و صنایع بدیعی این دوره بیشتر لفظی هستند و از صنایع معنوی، بیشتر به موارد ساده‌ای مثل تضاد و مراعات نظیر توجه دارند. در شعر این دوره از روش‌های دشوار و غیر معمول استفاده نمی‌شود و در ردیف، کاربرد کمی دارد. توصیفات شعری در این دوره بسیار قوی است و عین بودن شعر باعث شده است که شاعران به توصیف جزئیات طبیعت بپردازند. تشبیهات این دوره بیشتر حسی هستند و بحور عروضی آن امروزه غیر مطبوع و بدون کارمزد است.
2-6-2 سبک حد واسط یا دوره سلجوقی
دکتر سیروس شمیسا در کتاب سبک شناسی شعر، مهم‌ترین علل تغییر سبک از خراسانی به سلجوقی را “اختلاف مردم خراسان و عراق، درسی شدن فارسی دری، رواج تصوف و عرفان و فعالیت صوفیان، تاسیس مدارس دینی و رواج معارف اسلام، عدم توجه سلجوقیان در آغاز کار به شعر و شاعری و رواج غزل و انهدام نسل فضلای سابق” می‌داند (شمیسا، 1377: 63-51).
این سبک شعری در قرن ششم رواج پیدا کرد. در قرن ششم سه مکتب شعری در ایران دایر بود: 1- سبک خراسانی:یعنی هنوز افادی وجود داشتند که به سبک قدیم شعر می‌گفتند.2- سبک آذربایجانی:که مهم‌ترین نمایندگان آن خاقانی و نظامی و مجیر و فلکی بودند. این سبک از نظر زبانی به سبک خراسانی شباهت داشت ولی از نظر فکری بیشتر به سبک دوره‌ی عراقی نزدیک است.3- سبک عهد سلجوقی:که سبکی بین خراسانی و عراقی است و به همین دلیل به آن بینابین نیز گفته می‌شود. مهم‌ترین نمایندگان این سبک، انوری و ظهیر فاریابی هستند. دکتر شمیسا مختصات شعری قرن ششم را در سه سطح زبانی و فکری و ادبی چنین بر می‌شمرد:
“الف) سطح زبانی:1- وفور لغات و اصطلاحات عربی 2- وفور ترکیبات نو 3- فقدان برخی از لغات کهن سبک خراسانی و کم شدن نسبی بسامد برخی از مختصات شعر قدیم 4 – کاسته شدن روشنی و سادگی و روانی و حرکت زبان به سوی دشواری و تعقید.”.
ب) سطح فکری: 1 – اشاره به علوم مختلف از قبیل نجوم و طب و تفسیر و فقه 2-اشاره به قرآن و حدیث 3- اشاره به مسائل کلامی، از جمله: نزاع معتزله و اشعریان در مسائل مختلف مثل روئیت 4 – اشاره به مسائل فلسفی و حکمی اسلامی و در عین حال مخالفت کلی با فلسفه یونانی 5 – مخالفت با تاریخ پیش از اسلام و شاهان عجم طهن در شاهنامه 6 – اشاره به جزئیات بازی‌هایی از قبیل؛ نرد و شطرنج7 – اشاره به تلمیحات مسیحی در سبک آذربایجانی 8- شکایت از ممدوح به جای مدح او 9 – تقاضای خواسته‌های حقیر 10- متوجه حقارت مدح و مداحی شدن 11- پیدا آمدن شعر عرفانی -شرعی که بیشتر مبتنی بر پند و اندرز است12 – مفاخره و به علم خود نازیدن13- شکایت از منسوخ شدن مروت و وفا.
ج) سطح ادبی:1 – به اوج رسیدن اکثر قوالب شعری 2 – مطرح بودن انواع شعر 3 – به کار گرفتن ردیف‌های متشکل و دراز 4 – وفور مبالغه و غلو مخصوصاً در مدح 5 – پیدا شدن نوع غزل در کنار قصیده و رشد سریع آن 6 – رواج تجدید مطلع در قصیده به وسیله خاقانی 7 – توجه به صنایع بدیعی و بیانی 8 – توجه شاعران به وزن دور که به مکث وس آن، گاه توجه ندارند 9 – مشکل بودن شعر و احتیاج آن به شرح 10 – مورد توجه بودن برخی از طرح‌های شعری (شمیسا، 1377: 110).
2-6-3 سبک عراقی
“تفاوت سبک عراقی با سبک خراسانی بیشتر در همان عرصه تعبیرات زبانی و واژگان و ترکیبات و اصطلاحات آن و آمیختن آن‌ها با ترکیبات و واژگان عربی است؛ به علاوه ورود برخی مفاهیم و اصطلاحات علوم و دانشهایی چون طب و نجوم و فلسفه و غیر آن که تا کنون در باب آن‌ها فراوان سخن گفته‌اند”. (درگاهی، 1383: 54-35).
چنان که می‌دانیم یکی از علت‌های اصلی تغییر و تحول سبکی، تغییر و تحولات اجتماعی است. وقتی که سلجوقیان بر سر کار آمدند دو جریان شعری سبک بینابین و آذربایجانی که از سبک خراسانی فاصله گرفتند و به سوی سبک عراقی پیش می‌رفتند. تا اینکه حمله مغولان سبک خراسانی را از بین برد و سبک عراقی رواج پیدا کرد. حمله مغولان به ایران در اوایل قرن هفتم اتفاق افتاد. سبک عراقی به لحاظ تاریخی دوره مغولان، ایلخانان و تیموری را در بر می‌گیرد و از قرن هفتم شروع می‌شود و تا اواخر قرن نهم به حیات خود ادامه می‌دهد. دو خصیصه مهم در شعر سبک عراقی وجود دارد که عبارتند از: ” شیوع عرفان و رواج غزل “در دوره سلجوقیان عرفان در ایران رواج یافت و خانقاه متعدد ساخته شد. بعد از حمله مغول روحیه ایرانیان شکست خورده و محتاج به سخنان آرام بخش و توجه به امور اخروی و دنیا و آخرت را هیچ و پوچ انگاشتن، باعث رواج بیشتر تصوف شد” (شمیسا، 1377: 122).
عرفان در قرن هفتم در آثار کسانی همچون: عطار و مولانا به اوج خود می‌رسد و در قرن هشتم حافظ شیراز از مطالب عرفانی در ساخت غزلیات خود بهره می‌برد. در قرن نهم دیگر از حرکت بالنده و رو به رشد عرفان خبری نیست و شارحان بیشتر به شرح و تفسیر مطالب عرفانی گذشتگان می‌پردازد. گفتیم یکی از خصیصه‌های مکتب عراقی رواج غزل است. غزل در ابتدا قالب خاصی نبوده است و در واقع همان تغزل است که در اوایل قرن ششم به علت کسادی بازار مدح از قصیده جدا شد. می‌توان سنایی را آغاز گر حرکت غزل دانست. غزل به دو صورت عاشقانه و عارفانه رواج پیدا کرد. مهم‌ترین نمایندگان غزل عاشقانه را می‌توان: انوری، جمال الدین اصفهانی، ظهیر فاریابی و کمال اسماعیل دانست. این شیوه توسط سعدی به اوج خود رسید. غزل عرفانی که با سنایی آغاز شد با ظهور عطار، بسط و گسترش یافت و در پایان قرن هفتم با مولانا به اوج خود رسید. در قرن هشتم گروهی از شاعران سعی کردند که غزل عاشقانه و عارفانه را با هم پیوند زنند که به شاعران گروه تلفیق معروف شدند. مهم‌ترین شاعران گروه تلفیق عبارتند از: خواجوی کرمانی، عماد فقیه کرمانی، سلمان ساوجی و ناصر بخارای. این نوع شعر به وسیله حافظ شیرازی به اوج خود رسید.
همان طور که گفتیم، مهم‌ترین عامل تغییر سبک، تغییر و تحولات اجتماعی است. باید گفت که به سبب تغییر نکردن اوضاع اجتماعی در قرن نهم، شاعران بزرگی ظهور نکردند و سبک عراقی به حیات خود ادامه می‌داد. مهم‌ترین فعالیت فرهنگی در قرن نهم حاشیه زدن به کتب علمی قدیم و تتبع اشعار بزرگان بود.
معروف‌ترین شاعر این قرن جامی است که به خاتم الشعرا (سبک عراقی) شهرت دارد. از ویژگی‌های سبک عراقی به لحاظ زبانی می‌توان به این موارد اشاره کرد: زبان از دیدگاه خواننده امروزی مأنوس‌تر است و لغات فارسی قدیم کم شده و به جای آن درصد لغات عربی زیاد می‌شود. مختصات آوایی کهن از قبیل: تشدید مخفف و تخفیف مشدد و تغییر در هیات کلمات به ضرورت کم می‌شود. از نظر فکری معشوقه این دوره مقامی والا دارد. ادبیات این دوره ادبیاتی درون گرا، عشق گرا، محزون و غیر رئالیستی است. از دیگر مختصات فکری شعر این دوره می‌توان به ستایش عشق، غلو و مبالغه، رواج عرفان، تفکر غنایی، غم گرایی، فراق، آرمان گرای، توجه به دنیای درون، توجه به معارف اسلامی، قضا و قدر، زبونی و بازتاب علوم اشاره کرد. از نظر ادبی، غالب اصلی و رایج این دوره غزل است و توجه به بیان و بدیع بیشتر می‌شود و شاعران به هنرهایی که در سبک خراسانی رایج نبود دست پیدا می‌کند.
2-6-4 سبک حد واسط عراقی و هندی (مکتوب وقوع و واسوخت)
“مکتب وقوع و واسوخت در اوایل قرن دهم به وجود آمد و حدود صد سال جریان داشت. شاعران این دوره عمدتاً غزل پردازند. “در قرن دهم، دو جریان شعری وجود داشت:یکی همان شعر لطیف و فصیح و روان بابافغانی بود که به صورت طبیعی شعر حافظ را به لحاظ رقت معانی و ظرافت به سوی سبک هندی می‌کشاند و دیگری مکتب وقوع است که نخست حاصل چاره اندیشی شاعران، جهت تغییر سبک و رهایی از مخمصه تقلید و ابتذال بود؛ اما نهایتاً راه به جایی نبرد و ثانیاً بازتاب طبیعی محیط اجتماعی قرن دهم بود”. (شمیسا، 1377: 174).
2-6-4-1 مکتب وقوع
این مکتب در ربع اول قرن دهم شکل گرفت و تا اوایل قرن یازدهم ادامه داشت. اساس شعر این مکتب این است که وقایع بین عاشق و معشوق و حالات آنان مبتنی بر واقعیت باشد. اما از آن جایی که نام بردن از معشوق زن خطرناک بود به ناچار به وصف معشوق مرد رفتند و همین امر شعر مکتب وقوع را بی جان و غیر قابل اعتنا کرد. معمولاً لسانی شیرازی را واضع این مکتب میدانند و شاعران معروف این مکتب عبارتند از: وحشی بافقی، شرف جهان قزوینی، لسانی شیرازی و محتشم کاشانی، از خصیصه‌های اصلی شعر مکتب وقوع این است که خواننده، شعر را باور می‌کند.
2-6-4-2 مکتب واسوخت
“وقوع، گویی از همان ابتدا دچار تکرار و ابتذال گردید و لازم آمد تا دوباره راهی برای نو آوری یافته شود. شیوه‌ی فرعی در مکتب وقوع پیدا شد که به آن” واسوخت می‌گفتند. واسوختن در زبان فارسی زبانان هند به معنی اعراض و روی برتافتن بود. شعر واسوخت هم شعری است که در آن بر خلاف سنت شعری غزل، عاشق از معشوق روی بر می‌تابد و دیگر ناز او را نمی‌خرد و به سراغ معشوق دیگری می‌رود. مبدع این طرز وحشی بافقی است” (شمیسا، 1377: 176).
مختصات زبانی شعر مکتب وقوع و واسوخت را می‌توان چنین بر شمرد:
زبانت این شعر نه مثل زبان عراقی فصیح است و نه مثل زبان سبک هندی کاملاً عامیانه. لغات و ترکیبات عامیانه به زبان شعر راه پیدا کرده است و به درستی جملات و ترکیبات کمتر توجه شده است. به لحاظ فکری شعر این دوره مبتنی بر حالات جزئی و خصوصی عاشق و معشوق در ماجراهای عاشقانه است و غالباً معشوق اشعار این دوره مذکر است. از نظر ادبی شعر این دوره ساده است و از بدیع زیاد استفاده نمی‌کند. مگر از صنایع عادی و مستعمل بدیعی و تشبیهات و استعارات تکراری. قوالب رایج شعر این دوره بیشتر غزل و ترکیب بند هستند.
2-6-5 سبک هندی
“روی کار آمدن حکومت صفوی که ایدئولوژی مذهبی داشتند و مذهب رسمی کشور را به تشیع تغییر دادند و در تغییر سبک شعر فارسی عامل اصلی و اساسی محسوب می‌شود. شعر سبک هندی حدود (150 سال) یعنی از اوایل قرن یازدهم تا اواسط قرن دوازدهم در ایران رواج داشت. علاوه بر مذهب عوامل دیگری همچون سفر شاعران به هندوستان برای کسب درآمد، رفاه نسبی اقتصادی، علاقه شاهان صفوی به فرهنگ و توسعه یافتن شهر اصفهان که محل تجمع شاعران و فضلا بود؛ در تغییر سبک شعر فارسی موثر بودند.”شاعران سبک هندی دو گونه‌اند: یکی امثال صائب و کلیم و حزین که بزرگان سبک هندی هستند و ابیات آنان قابل فهم است و دوم شاعرانی که به آنان خیال بند و رهروان طرز خیال می‌گویند؛ که معمولاً معروف نیستند و سبک هندی را به سوی افول پیش بردند. بنای شعر این شاعران بر تک بیت است و بسامد ابیات هندی در آن‌ها بسیار بالاست و فهم رابطه‌ی دو مصراع آن‌ها دشوار است”. مهم‌ترین شاعران این روش عبارتند از: اسیر شهرستانی، قدسی، محمد قلی سلیم و بیدل دهلوی (شمیسا، 1377: 192).
“گاهی انقلاب‌ها و جریانات اجتماعی باعث تغییر سبک‌ها می‌شود؛ سبک هندی که از اوایل قرن یازدهم تا اواسط قرن دوازدهم به مدت صد و پنجاه سال در ایران و هند و آسیای صغیر معمول بود، در نتیجه همین انقلاب‌های اجتماعی به وجود آمد. “با روی کار آمدن حکومت صفوی و رسمی شدن مذهب شیعه، شاهان صفوی جز شعرهای مذهبی به دیگر انواع شعر درباری، عرفانی و عاشقانه بی‌توجهی کردند و این باعث شد که شعر دیگر در انحصار طبقه خاصی نباشد و اصناف گوناگون مردم به شعر روی آوردند”. (انوشه، 1376: 795).
“به دلیل گستردگی حوزه زمانی و مکانی سبک هندی، تنوعاتی در این سبک پدید آمد که باعث پیدا شدن تمایزاتی میان شعر شاعران پیرو سبک هندی مقیم ایران و هند شده است. گروهی سبک متداول شاعران ایرانی این دوره را سبک صفوی نامیده‌اند و سبک هندی را دربارهی پیروان هندی این شیوه به کار برده‌اند؛ و در تقسیمی دیگر سبک شعر این دوره، سبک صفوی نامیده شده که برای آن، دو شاخهی سبک صفوی ایرانی یا اصفهانی و سبک هندی قائل شده‌اند. در شاخهی هندی این سبک به دلیل بومی نبودن زبان فارسی در هند و محیط فرهنگی آن جا، زبان شعر پیچیده‌تر و اغلب با لغزش‌های دستوری و گاه سستی کلام همراه است. این نکته نیز گفتنی است که اگر چه در ایران در سد? دوازدهم هجری در قبال سبک هندی و انحطاطش واکنشی نشان داده شد اما نفوذ این سبک در پاکستان و تاجیکستان و افغانستان تا دوران اخیر ادامه داشته است” (انوشه، 1376: 795).


پاسخ دهید